پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

280

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

تكدر خاطر شاه شده ، اين است كه قزلباش‌ها شهرت دادند كه وى فرزند مشروع پدر خود نيست ؛ و حتى امروز نيز بدگويان و به‌خصوص افراد خانوادهء شيخاوند در اردبيل مخفيانه مطالبى از اين قبيل مىگويند . شاه براى اتفاقاتى كه در گذشته روى داده است نه تنها با شيخاوندها ، بلكه با تمام قزلباش‌ها سخت كينه مىورزد و تا حدامكان ، قدرت را از دست آنها گرفته و بسيارى از سرداران آنها را در فرصت‌هاى مناسب از بين برده است و بقيه را به سختى تحقير مىكند و مخصوصا در عسرت نگاه مىدارد تا نتوانند سر به شورش و نافرمانى بردارند . امروز اتكاى او بيشتر به تفنگچيان تات و مخصوصا به غلامانى است كه روز به روز بر قدرتشان اضافه مىشود و به مقام‌هاى بلند گماشته مىشوند . او آنقدر به سران قزلباش بىاعتنايى و سخت‌گيرى مىكند كه مطمئن هستم امروزه فرمان‌بردارى آنان از شاه بيشتر به علت ترس است ، نه از روى محبت و علاقه . شاه تقريبا تمام وزرا و منشيان و ساير صاحب‌منصبان را از ميان تات‌ها انتخاب مىكند و مشاغل نظامى را در دست غلامان يا فرزندان آنها متمركز كرده است و بعضى از آنان فعلا از خان‌ها و سلطان‌هاى مهمى هستند كه از جمله مىتوان امامقلىخان ، اميرالامراى فارس ، را شمرد كه ارمنى و از سرزمين گرجستان است . يوسف‌خان ، حاكم شيروان پسر يكى از ارامنه ، فريدون‌خان ، حاكم استراباد چركس و قرچقاىخان سپهسالار پسر يكى از ارامنهء عيسوى است ؛ و به‌طور كلى اين قبيل اشخاص فراوانند . سرزمين‌هاى اين افراد قبلا تحت انقياد و اطاعت قزلباش‌ها و اولادان آنها بوده ، ولى تمام اين حكام به دست شاه از بين رفته‌اند . صرف‌نظر از همهء اين مسائل بايد گفت كه قزلباش‌ها هنوز برترى خود را حفظ كرده‌اند و خود را از اصيل‌ترين طبقات كشور مىشمارند و بقيهء مردم نيز همين عقيده را دارند . اشرافيت قزلباش‌ها ، برعكس اشرافيت در كشورهاى ما ، قهرا توأم با زندگى پرتجمل و اعيانى نيست ، بلكه يك نوع اشرافيت ابتدايى و غالبا توأم با فقر و نكبت است . به سى و دو طايفهء قزلباش به زبان محلى ، اويماق « 1 » مىگويند و اين كلمه به خانوادهء معينى اطلاق نمىشود ، بلكه به نژاد معينى گفته مىشود كه خانواده‌هاى مختلفى را مشتمل مىشود . از يكى از ملاها درخواست كرده‌ام نام صحيح هر سى و دو طايفه را براى من بنويسد و او هم قول داده است اين كار را بكند ،

--> ( 1 ) . اويماق يك كلمهء مغولى است كه معنى طايفه مىدهد .